جمال الدين محمد الخوانساري

128

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

وهر گاه پند داده شود پند گيرد ، وهر گاه بياد آورده شود بياد آورد ، وهرگاه ستم كرده شود در گذرد ، يعنى هر گاه موعظه كرده شود ونهى كرده شود از منكري باز ايستد از آن ومرتكب آن نگردد ، وهر گاه ترسانيده شود كناره كند ، بمنزلهء تأكيد سابق است ، وهر گاه پند داده شود بأمري كه خير أو در آن باشد از كردن معروفي يا ترك منكري ، پند گيرد وعمل كند بآن ، واين مشتمل بر سابق است با زيادتى ، وهر گاه بياد أو آورند خدا را يا روز قيامت را يا أمثال آن را ياد كند آن را وبر وفق آن عمل كند ، وهر گاه كسى ستمى بر أو كرده باشد در گذرد از آن وعفو كند أو را . 2077 الفقر صلاح المؤمن ومريحه من حسد الجيران وتملق الاخوان وتسلّط السّلطان . درويشى مصلحت مؤمن است ، وآسايش دهندهء اوست از رشك همسايگان ، وتملّق كردن برادران ، وتسلّط پادشاه ، « بودن درويشى مصلحت مؤمن » باعتبار اين است كه بسبب آن از أكثر معاصي وگناهان محفوظ ماند واگر صبر كند بر آن وخود را نگاه دارد از كسب حرامى اجر وثواب عظيم خواهد داشت وبا وجود اين مصلحتهاى ديگر نيز در آن باشد چنانكه فرموده‌اند كه آسايش مىدهد أو را از رشك بردن همسايگان واذّيت وآزار ايشان بسبب آن ، وهمچنين « از تملّق برادران » يعنى تملّق كردن بايشان از براي معاونت ويارى ايشان أو را در ضبط وحفظ أموال ومنع تعدّى وظلم ديگران يا تملّق برادران باو از براي اخذ وجرّ نفع ، وهمچنين آسايش مىدهد از تسلّط پادشاه ، چه ظاهرست كه پادشاه بدرويش كارى ندارد بخلاف توانگر كه بر أو حواله‌ها از جهات شود . 2078 الصّديق من كان ناهيا عن الظلّم والعدوان معينا على البرّ والاحسان . دوست كسى است كه منع كننده باشد از ستم وتعدّى ، يارى كننده باشد بر نيكوئى واحسان .